جعبه پاندورا

یادداشت‌های اجرا
شخصیت‌ها4 مرد؛ 6 زن؛ 6 تا 8 نفر سیاهی‌لشکر.
مدت اجرا10 دقیقه.
لباس«همبازی‌های دختر» تونیک‌های کوتاه پاستلی‌رنگ با روبان‌هایی دارند که به شکل ضربدری از روی شانه‌ها گذشته و از روی سینه دوباره به پشت رفته و حمایل‌وار، در جلو با نوارهای بلندی بسته شده. روی موها می‌توانند گل یا روبان گیسوبند داشته باشند. «پسرهای همبازی» تونیک‌های کوتاه سفید پنبه‌ای با سجاف طرحدار طلایی یا نقره‌ای، و نوارهای طلایی یا نقره‌ای به دور گردن دارند. «ارواح پلید» دارای لباس قهوه‌ای با شاخ، گوش، و دم‌ زرد یا سیاه، یا لباس سیاه با شاخ، گوش، و دم قرمز یا زرد روشن هستند. «پاندورا» یک قبای بلند یونانی و یک تاج جواهرنشان دارد. «امید» قبای سفید بلند یونانی، و گل‌هایی در میان موهایش دارد. همه صندل‌هایی ترجیحاً به رنگ نقره‌ای یا طلایی پوشیده‌اند.
وسایلتوپ، گل، سبزه.
صحنهیک باغ. صحنه را می‌توان با گل و سبزه، درختان کوچک، و … آراست. جعبة «پاندورا» در وسط قرار دارد که صندوق بزرگی است که برای پنهان شدن «ارواح پلید»، جای کافی دارد. می‌تواند فاقد دیوارة عقبی باشد و جلوی دیوارة روبروی صحنه قرار گیردتا جای بیشتری برای بچه‌ها موجود باشد. خروجی‌ها در سمت راست و چپ‌اند.
نوربدون جلوة ویژه.

شخصیت‌ها:

پاندورا (Pandora)

همبازی‌های او: هلنا (Helena)

                            پائولا (Paula)

                            نایدیا (Nydia)

                            آنا (Anna)

                            نستور (Nestor)

                            لیرتس (Leartes)

                            کادموس (Cadmus)

                            هکتور (Hector)

شش روح پلید

امید

صحنه: یک باغ، و جعبه‌ای در وسط، که آنقدر بزرگ هست که ارواح پلید در آن جا بگیرند.

پرده که باز می‌شود، پاندورا کنار جعبه ایستاده. ارواح پلید از داخل، بر دیواره‌های جعبه می‌کوبند.

ارواح پلید (جیغ می‌کشند): بذار بیاییم بیرون! بذار بیاییم بیرون!

پاندورا (محکم): ساکت باشید وگرنه، قسم به خدایان «المپ» (Olympus)، شدیداً مجازات می‌شوید. «اپیمتئوس» (Epimetheus) نمی‌دونه که شما اینجا هستید، و اگر ساکت باشید، بهش نمیگم.

ارواح پلید (با صدای بلند می‌غرند): ما اینجا رو دوست نداریم! می‌خوایم آزاد باشیم.

پاندورا: دنیا دوست نداره که شماها بیایید بیرون. (به آرامی بر پهلوی جعبه ضربه می‌زند.) پس آروم باشید. حالا دیگه من باید برم. فکر می‌کنم ببینم با شما چکار میشه کرد، و وقتی فهمیدم، برمی‌گردم و بهتون می‌گم. (پاندورا از سمت چپ خارج، و در همان حال، همبازی‌ها با رقص از سمت راست وارد می‌شوند.)

هلنا (با وحشت به جعبه نگاه می‌کند): این جعبة «پاندورا»ست. نمی‌دونم توش چیه.

لیرتس: کنجکاوی، یک بار یک گربه رو به کشتن داد. ممکنه تو رو هم بکشه.

نستور: فکر می‌کنم پر از طلاست. آره، باید همین باشه.

کادموس (متفکرانه): آره خب، ممکنه. با این همه طلا، همه‌مون پولدار می‌شیم.

نایدیا: من فکر می‌کنم پر از هدیه است، برای همه هم هست.

هکتور: فکر می‌کنم بهتره که اصلاً در باره‌اش فکر نکنیم.

آنا: نظر من هم همینه. بابام می‌گه «پاندورا» جادوگره.

نستور: پس جادوگر خیلی قشنگیه.

پائولا: بابام میگه باید ازش دوری کنیم؛ میگه فقط باعث رنج و آزار میشه.

لیرتس: مگه میشه کسی که اونقدر قشنگه، جز خیر و خوبی، باعث چیز دیگه‌ای بشه؟

پائولا (با تردید): من نمی‌دونم. ولی فکر می‌کنم بهتره به حرف باباهامون گوش بدیم. آره، بیاین بریم یک جای دیگه بازی کنیم.

هلنا (سر تکان می‌دهد): من از اینجا خوشم میاد. این جعبه که کاری بهمون نداره. یک جعبه است دیگه …

پائولا: بابام میگه هر چیزی که یک سرش به «پاندورا» مربوط بشه، ممکنه خسارت به بار بیاره.

نایدیا: آخه بابات از کجا اینهمه چیزا رو در بارة «پاندورا» می‌دونه؟

پائولا: بابام خیلی چیزای زیادی می‌دونه. هر چی نباشه، دوست «اپیمتئوس»ـه، و می‌دونه که «زئوس» (Zeus)، «پاندورا» رو به عنوان هدیه برای «اپیمتئوس» فرستاده، و «پرومتئوس» (Prometheus) به «اپیمتئوس» گفته بوده که مبادا هیچ هدیه‌ای از «زئوس» قبول کنی.

کادمیوس (توپی را به سمت جعبه پرت می‌کند و در برگشت توپ، آن را می‌گیرد): شاید آدم بدی توی جعبه باشه.

روح پلید 1 (نعره می‌زند): بذارین از اینجا بیایم بیرون!

پائولا (در حالی که همبازی‌ها از ترس دور هم جمع می‌شوند، می‌لرزد): توی جعبه آدم بد هست.

روح پلید 2: من بد نیستم. من خوبم. اگه منو از اینجا بیاری بیرون، یک عالمه طلا بهت میدم.

روح پلید 3: من فقط یک بچة کوچولو ام. اگه منو نیارین بیرون، همینجا می‌میرم!

نایدیا (بهت‌زده): اون بچه‌است! یک بچة کوچولو. این «پاندورا» چقدر آدم بدیه که یک بچه رو توی این جعبه زندانی کرده.

روح پلید 1: اگه در این جعبه رو باز کنی، بهت جواهرات میدم، هر چقدر که بخوای.

روح پلید 4: فقط اگه بذاری ما بیاییم بیرون، … بهتون سنگ‌های قیمتی میدیم.

نستور: اون تو مگه چند نفرین؟

روح پلید 5 (بدون سروصدا): خودتون خواهید دید. فقط در این جعبه رو باز کنید … تا خودتون ببینید.

«برای مشاهده ادامه مطلب وارد حساب کاربری خود شوید»