اسباببازي كه گريگوري از همه بيشتر دوست داشت، يك زرافة پارچهاي بود به اسم «چهلتيكه». هر جا كه ميرفت، چهلتيكه رو هم با خودش ميبرد. اگه گريگوري با خونوادهاش براي خوردن غذا به يك غذاخوري شيك ميرفتن، چهلتيكه هم ميرفت. اگه براي گردش به پارك ميرفتن، چهلتيكه هم در همة گشتوگذارها همراه گريگوري بود. موقع …
ادامه ی نوشته چهلتیکه