شمارش معكوس در دريا

مارگو فالیس
ترجمه علی حسین قاسمی

ده لاك‌پشت در درياي عميق، تو يك صف شنا مي‌كردن؛
يكي رفت كه تخم بذاره و نه‌تاي ديگه باقي موندن.
نُه نهنگ حال خوشي داشتن،
كه يكي، جلبك خورد و هشت‌تا موندن.
از هشت مارماهي برقي، يكي كه اسمش كِوين بود،
به خودش برق زد و هفت تا موندن.
هفت اسب دريايي داد مي‌زدن و با شادماني مي‌تاختن؛
يكي راهش رو گم كرد و شش تا موندن.
شش ميگوي حراف، خوش بودن كه زنده‌ان؛
كوسه يكي از اون‌ها رو خورد و پنج تا موندن.
پنج ماهي پرنده، توی هوا اوج گرفتن؛
يكي رو مرغ دريايي خورد و چهارتا موندن.
چهار روباه‌ماهي زشت، توي دريا خوش بودن؛
يكي خودش رو توي آينه نگاه كرد و سه تا موندن.
سه تُن‌ماهي باله‌آبي، نمي‌دونستن چكار كنن؛
يكي توي تور گرفتار شد و دو تا موندن.
دو قزل‌آلاي سرماخورده، توي آفتاب گرم مي‌شدن؛
يكي توی آفتاب موند تا آرزويي بكنه، و يكي موند.
يك اختاپوس هشت‌پا با چندتا توپ شيرين‌كاري مي‌كرد؛
يكي از توپ‌ها خورد به سرش، و ديگه كسي نموند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید