
ترجمه علی حسین قاسمی

ليلا و لِئون توي يك غلاف نخود نشستن و روي آبگير شناور شدن. اونها كه دو تا كفشدوزك بودن، گرماي خورشيد رو روي بالهاي قرمز خالخاليشون احساس ميكردن.
دو تا اردك شناكنان گذشتن. ليلا و لئون براشون دست تكون دادن. اردكها هم بهشون «كواك» كردن و رد شدن.
قورباغهاي از يك طرف آبگير به طرف ديگه پريد. ليلا و لئون براش دست تكون دادن. قورباغه هم «غورغور» كرد و پرید وسط بوتهها.
سه ماهي قهوهاي كه بالههاشون به اين طرف و آن طرف تكون ميخورد، شناكنان گذشتن. ليلا و لئون براشون دست تكون دادن. ماهيها هم چند تا حباب براشون بيرون دادن و به زير آب شيرجه رفتن.
ليلا و لئون يك سنجاقك، يك مار، و يك روباه رو كه داشت از آبگير آب ميخورد رو هم ديدن. براي همة اونها هم دست تكون دادن و توي قايق غلاف نخودي به راهشون ادامه دادن.
بادي كه توی آبگير وزيد، اونها رو به يك تختهسنگ كوبيد. غلاف نخود چپ شد و دو تا كفشدوزك، افتادن توي آب. ماهيها، اردكها، قورباغه، سنجاقك، مار، و روباه، همگي اومدن به طرفشون تا كمكشون كنن از آب بيان بيرون.
ليلا و لئون خيلي خوشحال بودن كه براي همة اونها دست تكون دادهان و باهاشون دوست شدهان.
دیدگاهها