کلاس آشپزی

مارگو فالیس
ترجمه علی حسین قاسمی

رومپِر سنجاب، هر دوشنبه به كلاس آشپزي مي‌رفت. اون مي‌خواست ياد بگيره كه چطور غذاهاي محلي اسكاتلندي بپزه. درس امروز «طرز پختن هاگيس» بود.
مربي به هنرآموزا گفت كه مقداري بلغور جو دوسر رو با ادويه مخلوط كنن. بعد گفت: «اون‌ها رو خوب، هم بزنين.» رومپر هم همين كار رو كرد.
مربي ادامه داد: «خوب، حالا پيه، جگر، و پياز رو اضافه كنين و مقداري فلفل تند رو با دقت توش بريزين. فلفل خيلي زياد نباشه … فقط يك‌كم. بعد خوب، هم بزنين.»
رومپر همين كار رو كرد. «خوب بچه‌ها، مخلوط رو توي يك جگر یا شکمبة سالم گوسفند بریزین و بیارینش اینجا پیش من. با دقت بیارین.» رومپر همون‌طور که گفته شده بود عمل کرد.
نیم‌ساعت گذشت. در حالی که هاگیس داشت پخته می‌شد، رومپر از این فرصت استفاده کرد تا دور و برش رو مرتب کنه. بالأخره مربی گفت: «حاضر شد.» هاگیس رو توی یک سینی ریختن و هر کس کمی ازش برداشت. مربی گفت: «خوب، بخوریم!»
رومپر هم همین کار رو کرد: «هاگیس خیلی خوبه. فردا می‌خوایم چی درست کنیم؟»
مربی خندید: «بهتره صبرکنی تا خودت ببینی.»

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید